الشيخ محمد تقي بهجت
355
جامع المسائل ( فارسي )
محمول بر صحّت و لوازم [ آن ] است ، مثل شك در تسميه بعد از ذبح مذبوح ، و تدارك تسميه قبل از اصابت با شك در ابتدا به تسميه و نسيان آن ، كافى است چنان كه گذشت ؛ و با شك در تسميه اگر در حال اصابت روى داد ، دور نيست حلَّيت آن . حكم جاهل به حكم تسميه يا منكر آن جاهل به وجوب تسميه يا معتقد عدم وجوب اگر تسميه كرد ، تذكيه حاصل مىشود ؛ و اگر نكرد ، اظهر عدم حليت است . و اگر شك در اتيان به واسطهء شك در اعتقاد مذكَّى به وجوب كرديم اظهر حكم به صحّت در واقع و به تذكيه است . بايد مُرسِل كه قاصد صيد است تسميه نمايد ؛ پس اگر غير مرسل تسميه كرد در حال ارسال ديگرى ، موجب پاكى و حليت نمىشود ؛ و همچنين اگر يكى ارسال و ديگرى قصد اصطياد و سومى تسميه كرد . لزوم واجديّت شرائط همهء اسباب صيد با تعدّد سبب بايد هر دو واجد شرط باشند ، پس اگر دو نفر ارسال دو كلب كردند و هر دو اشتراك در قتل صيد كردند و تسميه را فقط يكى از آن دو انجام داد حكم به حليت نمىشود ؛ و همچنين اگر معلوم نشد كه به نحو اشتراك ، قتل را انجام دادند يا خصوص يكى از آن دو كه مذكور شد ؛ و همچنين در اجتماع كلب معلَّم با غير معلَّم و اجتماع كلب مرسَل با كلب غير مرسَل ، با علم به اشتراك در قتل يا احتمال آن . اعتبار علم به استناد زهاق روح به سبب محلَّل 4 - و معتبر است در تذكيه ، علم به استناد زهاق روح حيوان به سبب محلِّل كه جامع شروط است ، چه واحد باشد چه متعدّد ، مثل جماعتى از راميها كه تسميه كرده باشند ، پس اگر احتمال استناد به سبب ديگرى غير محلِّل ( به استقلال يا انضمام ) به سبب غيبت با حيات مستقره يا غير آن باشد پاك و حلال نمىشود . و اطمينان به استناد به محلِّل به منزلهء علم است . عدم حليّت حيوان مقتول بدون مشخص بودن رامى و اگر حيوانى پيدا شد مقتول به سهمى كه در آن بود و رامى معلوم نبود پاك و حلال نيست .